فرق تو با اون چیه؟!

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

سلام دوست من . فرق تو با اون میدونی چیه ؟

اینکه تو خودتو میکشی و به هر رنگی در میاری که بتونی دل چندتا آدم مثل خودتو به دست بیاری

اما اون نه

اینکه مانتوهات روی چوب رختی به ترتیب بیرون رفتنت چیده شدست که مبادا لباسی که صبح پوشیدی و رفتی بیرون

با اونیکه بعداظهر میری یکی باشه.

 

اما اون نه ... اونم خودشو میکشه دل یکیو به دست بیاره اما دل کسی و که دل همه دستشه

آره معبودشه عشقشقه هرکاری میکنه تا دلشو به دست بیاره

آره اونم مواضبه لباساش تکراری نشه !!! امروز نماز صبح . ظهر و با اون چادر گلدار صورتیه خونده اما نماز مغرب و باید با اون چادری بخونه که مادرش از مکه آورده ...

تو دنبال ادکلن های برندی اونهایی که وقتی تو خیابون راه میری وقتی صدمترم از کنار طرف گذشته باشی ولی بازم عطرش بمونه ، چی میگن؟ آها ماندگاریش زیاد باشه

اونم دنبال عطرهای برنده واسه اینکه میخواد بره سر قرار با خدا اما برندش کول واتر و پرنسس نیست عطر سیب و عطر حرمه....

فرق تو با اون اینکه تو وقتی دنبال مدرنترین آتلیه ها هستی که عکس مدلینگ بگیری و اینور اونور پخش کنی که آره ما اینیم اون از قاب و لنز دوربین فراریه چون میدونه اون بالا بالا ها یکی دوربینی داره که لحظه لحظه ی زندگیش و داره ثبت میکنه ...

آره تو میتونی خوش باشی تو خیابون ، پارک ، همه جا قهقهه بزنی و صدای نازکتو پخش کنی بین همه اما اون نه صداشو لازم داره صداشو می خواد برا وقتی که شبها داره با خداش راز و نیاز میکنه

شاید تو رو همه دوس داشته باشن و اونو مسخره کنن ... اما اون دلش خوشه که یه مادری که الگوشه و  کاراشو از اون یادگرفته دوسش داره و بهش آفرین میگه

خیلی فرق های دیگه دارینا اما همینش کافیه

حالا فهمیدی فرق تو با اون چیه ؟؟؟

منبع : حریم آسمانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : جمعه 01 آذر 1392
تعداد و اسامی شهدای کربلا

منابع تاریخی، تعداد مشهور شهدای کربلا را 72 نفر عنوان می‌کنند اما در عین حال، برخی دیگر تعداد شهدا را حتی تا 155 نفر هم ذکر کرده‌اند.

حجت‌الاسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد، مدیرگروه پژوهشی دانشنامه امام حسین(ع) در گفت‌وگو با فارس گفت: مشهورترین تعداد شهدای کربلا 72 نفر است اما وقتی در منابع مختلف بررسی می‌کنیم به تعدادی از اسامی می‌رسیم که به دلیل آنکه در آن زمان نقطه‌گذاری کمتر انجام می‌شد ممکن است بعضی از این اسامی با هم مشترک بوده، شبیه هم باشند یا اشتباه شده باشد.  

وی اظهار داشت: گروه تحقیقاتی دانشنامه امام حسین(ع) ادعایی ندارد مبنی بر اینکه تعداد شهدای کربلا حتما 155 نفر است، بلکه تعداد و اسامی را از زیارت ناحیه مقدسه و سایر منابع مستندی که وجود داشته، بیان کرده است.  

بنابراین با توجه به اینکه تعداد دقیق شهداى کربلا، مشخص نیست اما برای اینکه بتوانیم استفتایی میان تعداد و اسامی شهدایی که همراه اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسیده‌اند، داشته باشیم این اسامی را از کتاب «دانشنامه امام حسین(ع)» برای علاقه‌مندان ذکر می‌کنیم.

شهداى واقعه کربلا را به چهار دسته مى‌توان تقسیم کرد: شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)، شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)، شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع) و شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع).

شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)

شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)

شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع)

شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع)

اَنَس بن حارث

ابو ثُمامه عمرو بن عبد اللّه صائِدى

على اکبر(ع)

ابراهیم بن حُصَین اسدى

عبد الرحمان بن عبد ربّه انصارى

حبیب بن مُظاهر اسدى

عبد اللّه (على اصغر)

برادرزاده حُذَیفة بن اَسید غِفارى

 

زاهر، غلام عمرو بن حَمِق

عبد اللّه بن على

ابو هَیّاج

 

عمّار بن ابى سلامه دالانى 

عثمان بن على

اَدهَم بن امیّه

 

سعد بن حارث خُزاعى، غلام امیر مؤمنان(ع)

جعفر بن على

انیس بن مَعقِل اَصبَحى

 

عبد اللّه بن عُمَیر کَلْبى

عبّاس بن على

بُرَیر بن خُضَیر

 

کَردوس بن زهیر

ابو بکر بن على

بشیر بن عمرو حَضرَمى

 

نافِع بن هلال جملى

محمّد بن على

جابر بن حَجّاج

 

 

ابو بکر بن حسن

جَبَلة بن على شیبانى

 

 

عبد اللّه بن حسن

جُنَادة بن حارث

 

 

قاسم بن حسن

جُندَب بن حجیر

 

 

جعفر بن عقیل

جون ، غلام ابو ذر

 

 

عبد الرحمان بن عقیل

جوین بن مالک

 

 

عبد اللّه بن عقیل

حارث بن اِمرؤ القیس

 

 

محمّد بن ابى سعید بن عقیل

حارث بن نَبهان

 

 

عبد اللّه بن مسلم بن عقیل

غلام حمزة بن عبد المطّلب

 

 

محمّد بن عبد اللّه بن جعفر

حتوف بن حارث

 

 

عون بن عبد اللّه بن جعفر

حَجّاج بن زید

 

 

* ابراهیم بن على

حَجّاج بن مَسروق

 

 

* عبّاس اصغر بن على

حُرّ بن یزید ریاحى

 

 

* جعفر بن على

حلّاس بن عمرو 

 

 

* عبد اللّه اکبر بن على

نُعمان بن عمرو

 

 

* عبد اللّه اصغر بن على

حَنظَلة بن اسعد 

 

 

* عبید اللّه بن على

رافع ، هم پیمان بنى شنده

 

 

* عمر بن على

رُمَیث بن عمرو

 

 

* عتیق بن على

زُهَیر بن بِشْر خَثعَمى 

 

 

* قاسم بن على

زُهَیر بن سلیم اَزْدى

 

 

* بشر بن حسن

زُهَیر بن قَین بَجَلى

 

 

* عمر بن حسن

زید بن مَعقِل

 

 

* ابو بکر بن حسین

سالم، هم پیمان ابن مدنیّه

 

 

* ابو بکر بن قاسم بن حسین

سعد بن حنظله تمیمى

 

 

* ابراهیم بن حسین

سعید بن عبد اللّه حنفى

 

 

* جعفر بن حسین

سعید بن کَردَم

 

 

* حمزة بن حسین

سلیمان، غلام امام حسین

 

 

* زید بن حسین

سلیمان بن ربیعه

 

 

* قاسم بن حسین

سوّار بن ابى حِمیَر

 

 

* محمّد بن حسین

سُوَید بن عمرو بن ابى مُطاع

 

 

* عمر بن حسین

سیف بن حارث جابرى

 

 

* محمّد بن عقیل

شَبیب بن عبد اللّه نَهشَلى

 

 

* محمّد بن عبد اللّه بن عقیل

سیف بن مالک

 

 

* حمزة بن عقیل

ضَرغامة بن مالک 

 

 

* على بن عقیل

شوذَب، هم پیمان بنى شاکر

 

 

* عَون بن عقیل

ضُباب بن عامر

 

 

* جعفر بن محمّد بن عقیل

عابِس بن ابى شَبیب شاکرى

 

 

* ابو سعید بن عقیل

عامر بن مسلم

 

 

* ابراهیم بن مسلم بن عقیل

سالم، غلام عامر بن مسلم

 

 

* محمّد بن مسلم بن عقیل

عباد بن ابى مهاجر

 

 

* عبد الرحمان بن مسلم بن عقیل

عبد الرحمان بن عبد اللّه اَرحَبى (یَزَنى)

 

 

* عبید اللّه بن مسلم بن عقیل

عبد اللّه بن قیس غِفارى

 

 

* ابو عبد اللّه بن مسلم بن عقیل

عبد الرحمان بن قیس غِفارى

 

 

* على بن مسلم بن عقیل

عُقْبة بن صَلت

 

 

* ابراهیم بن جعفر

عمّار بن حسّان طایى

 

 

* ابو بکر بن عبد اللّه بن جعفر

عمران بن کعب

 

 

* عون اصغر بن عبد اللّه بن جعفر

عمر بن اَحدوث حَضرَمى

 

 

* حسین بن عبد اللّه بن جعفر

عمر بن خالد صَیداوى

 

 

* عبید اللّه بن عبد اللّه بن جعفر

سعد، غلام عمر بن خالد صَیداوى

 

 

* عون بن جعفر بن جعفر

عمرو بن خالد اَزْدى

 

 

* محمّد بن جعفر

خالد بن عمرو اَزْدى

 

 

* محمّد بن عبّاس

عمرو بن ضَبیعه

 

 

* احمد بن محمّد هاشمى

عمرو بن عبد اللّه جُندَعى

 

 

 

عمرو بن قَرَظَه انصارى

 

 

 

غلام ترک

 

 

 

قارِب، غلام امام حسین

 

 

 

قاسم بن حبیب اَزْدى

 

 

 

قَعنَب بن عمرو نَمِرى

 

 

 

کِنانة بن عتیق

 

 

 

مالک بن عبد بن سَریع جابرى

 

 

 

مُجَمِّع بن زیاد

 

 

 

مُجَمّع بن عبد اللّه عائِذى

 

 

 

پسر مُجَمّع بن عبد اللّه عائذى

 

 

 

مسعود بن حَجّاج

 

 

 

عبد الرحمان بن مسعود

 

 

 

مُسلم بن عَوسَجه اسدى

 

 

 

مسلم(/ اَسلَم) بن کثیر

 

 

 

مُنجِح ، غلام امام حسین

 

 

 

نَعیم بن عَجْلان

 

 

 

هَفهاف بن مُهَنَّد راسِبى

 

 

 

هَمّام بن سَلَمه قانِصى (قایضى)

 

 

 

وَهْب بن وهب

 

 

 

یحیى بن سلیم مازِنى 

 

 

 

ابو شعشعا، یزید بن زیاد بن مُهاصِر 

 

 

 

یزید بن نَبیط عبدى

 

 

 

و فرزندش عبد اللّه بن نَبیط عبدى

 

 

 

و فرزند دیگرش عبید اللّه بن نَبیط عبدى

 

نام‌هایی که با علامت ستاره (*) مشخص شده‌اند، تنها در منابع نادر ذکر شده‌اند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : جمعه 01 آذر 1392
نماز جمعه

حسين علیه السلام چراغ هدایت وکشتی نجات امت

 

امام صادق علیه السّلام:

هیچ قدمی نیست که برای نماز جمعه برداشته شود

مگر اینکه خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.

وسایل الشیعه ج 5 ص


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : جمعه 01 آذر 1392
حجرالاسود چرا سیاه شده است؟
جوانی یهودی به نزد خلیفه وقت، عمر بن خطاب آمده و از او داناترین فرد بعد از پیامبر(ص) و سلم نسبت به خدا و پیامبر و کتاب خدا را خواست و او امیرالمومنین(ع) را به وی نشان داد.
عقیق: عُمرِ بنِ الخطّاب خليفه بود، جوانى يهودى بر او وارد گرديد در هنگامى كه عمر در مسجدالحرام نشسته و گروهى از مردم به دورش ‍ حلقه زده بودند، جوان يهودى گفت : مرا به داناترين مردم به خدا و پيامبر خدا و كتاب خدا هدايت كن .

عمر با دست به اميرالمؤمنين(ع) اشاره كرد. جوان به نزد آن حضرت آمده و پرسش هاى خود را مطرح كرد و از جمله آنها اين سه تا سوال بود: يا على ! مرا آگاه كن از اول درختى كه روى زمين روئيده و اول چشمه اى كه روى زمين جارى شده و اول سنگى كه بر روى زمين قرار گرفته است .

حضرت امير(ع) به وى فرمود: اما سوال تو از اولين درخت ؛ يهوديان مى گويند: درخت زيتون بوده ولكن خلاف گفته اند. بلكه اولين درخت نوعى درخت خرما بوده كه حضرت آدم آن را از بهشت آورده و در زمين كاشته و تمام نخل هاى روى زمين از آن به عمل آمده است .

و اما سوال تو از اولين چشمه ، يهوديان مى گويند: آن چشمه اى است كه در بيت المقدس در زير سنگى قرار دارد ولكن دروغ گفته اند، بلكه اولين چشمه ، آب حيات بوده كه هر كس از آن بياشامد حيات جاودان مى يابد و حضرت خضر كه پيشرو ذوالقرنين بود آن را يافته از آن آشاميد و ذوالقرنين بر آن دست نيافت .

و اما سوال سوم ؛ يهوديان مى گويند: سنگى است كه در بيت المقدس قرار دارد ولكن چنين نيست ، بلكه اولين سنگ حجرالاسود بوده كه حضرت آدم آن را از بهشت به همراه خود آورده و در ركن قرار داده و مردم آن را زيارت مى كنند، و آن از برف هم سفيدتر بوده ولى در اثر گناهان مردم اين چنين سياه شده است .

حجرالاسود چرا سیاه شده است؟

سنگ حجرالاسود چرا سیاه شده است؟

 

عُمرِ بنِ الخطّاب خلیفه بود، جوانى یهودى بر او وارد گردید در هنگامى که عمر در مسجدالحرام نشسته و گروهى از مردم به دورش ‍ حلقه زده بودند، جوان یهودى گفت : مرا به داناترین مردم به خدا و پیامبر خدا و کتاب خدا هدایت کن .

عمر با دست به امیرالمؤمنین سلام الله علیه  اشاره کرد. جوان به نزد آن حضرت آمده و پرسش هاى خود را مطرح کرد و از جمله آنها این سه تا سوال بود: یا على ! مرا آگاه کن از اول درختى که روى زمین روئیده و اول چشمه اى که روى زمین جارى شده و اول سنگى که بر روى زمین قرار گرفته است .

حضرت امیر سلام الله علیه به وى فرمود: اما سوال تو از اولین درخت ؛ یهودیان مى گویند: درخت زیتون بوده ولکن خلاف گفته اند. بلکه اولین درخت نوعى درخت خرما بوده که حضرت آدم آن را از بهشت آورده و در زمین کاشته و تمام نخل هاى روى زمین از آن به عمل آمده است .

و اما سوال تو از اولین چشمه ، یهودیان مى گویند: آن چشمه اى است که در بیت المقدس در زیر سنگى قرار دارد ولکن دروغ گفته اند، بلکه اولین چشمه ، آب حیات بوده که هر کس از آن بیاشامد حیات جاودان مى یابد و حضرت خضر که پیشرو ذوالقرنین بود آن را یافته از آن آشامید و ذوالقرنین بر آن دست نیافت .

و اما سوال سوم ؛ یهودیان مى گویند: سنگى است که در بیت المقدس قرار دارد ولکن چنین نیست ، بلکه اولین سنگ حجرالاسود بوده که حضرت آدم آن را از بهشت به همراه خود آورده و در رکن قرار داده و مردم آن را زیارت مى کنند، و آن از برف هم سفیدتر بوده ولى در اثر گناهان مردم این چنین سیاه شده است .

برگرفته شده از : کتاب قضاوت های امیرالمومنین علیه السلام


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : سه‌شنبه 14 آبان 1392
با دو کلیک کامپیوتر خود را به قفل سخت افزاری مجهز کنید!
حتما تا حالا حداقل یکی از هزاران مدل برنامه که برای قفل کردن و کدگذاری فایل ها و فولدرها وجود داره رو دیدین و باهاش کار کردید. خوب این برنامه ها برای رمزگذاری و ممانعت از دسترسی سایر افراد به اونها خیلی خوبن. ولی فکر کنید که کامپیوتری دارید که اصلا نمی خواهید کسی سروقتش بره و باهاش کار کنه. مثلا کامپیوتر محل کارتون رو می خواهین قفل کنین و مطمئن بشید که موقعی که اونجا حضور ندارید کسی تو سیستمتون خرابکاری نمی کنه. خرابکاری می تونه از گذاشتن ویروس و تروجان و کیلاگر باشه تا استفاده یه کاربر ناشی و بهم ریختن کل سیستم یا پاک کردن یه فایل اشتباه و خراب کردن کل سیستم عامل ….
اینجاست که نرم افزار کوچیک ولی مفید ID USB Lock Key به کار میاد. این نرم افزار کمک می کنه تا فلش مموری خودتون رو تبدیل کنید به یه قفل سخت افزاری که بدون وجود اون به هیچ عنوان نشه به سیستم دسترسی پیدا کرد. روش کار هم بسیار ساده هست. کافیه بعد از نصب این نرم افزار اون رو اجرا کنید. مطابق شکل زیر روی آیکون نرم افزار راست کلیک کنید و گزینه Admin Keys رو انتخاب کنید.

بعد از این کار به صفحه جدیدی منتقل میشید مثل شکل زیر که در اون باید فلش مموری خودتون رو از لیست انتخاب کنید و روی دکمه Generate Key کلیک کنید تا یه کلید رمزگذاری شده روی فلش مموری ایجاد بشه.
خوب… الان همه چی به خوبی و با موفقیت انجام شده و شما یه کول دیسک رمزگذاری شده دارید که کار قفل سخت افزاری رو می کنه. این مراحل فقط یک بار انجام میشه و دفعات دیگه که می خواهین از نرم افزار استفاده کنید نیازی به این مراحل ندارید.
خوب حالا برای قفل کردن کامپیوترتون کافیه با راست کلیک روی آیکون این نرم افزار، گزینه Lock Computer رو انتخاب کنید و تمام …. سیستم قفل میشه و حتی با ریستارت هم کسی نمی تونه بدون داشتن کول دیسک رمزگذاری شده اون رو آنلاک کنه.

فقط مواظب باشید که یه وقت فلش مموریتون رو گم نکنید یا اشتباها فرمتش نکنید که اونوقت مجبورید کل سیستم عامل رو پاک کنید و از دوباره ویندوز نصب کنید.
نسخه کرک شده این نرم افزار رو می تونید ازاین لینک دانلود کنید.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
زندگی نامه امام علی(ع)

قدر این یکدانه گوهر را علی دانست و  بس

                              آری آری قدر  گوهر را  که داند؟ گوهری

زین چمن رويیده گلها وه چه گلهایی که هست

               روشن از رخسارشان آیات فضل وبرتری    

تاریخ ولادت

درسیزدهم رجب 23سال قبل از بعثت در خانه کعبه بدنیا آمد

داستان ولادت امام علی -ع-

    در روزجمعه ،سیزدهم ماه رجب از سال سی ام عام الفیل عباس بن عبد المطلب با یزید بن قعنب وگروهی از بنی هاشم در برابر خانه کعبه نشسته بودندکه فاطمه بنت اسد پیچیده در چادر عرب،باردار و با گامهایی به کندی و آهستگی بر داشته  می شدند به سوی کعبه آمد چنگ در پرده های آویخده کعبه زد و همان جا نشست .

فاطمه که ازدرد و رنج زایمان بی تابی می کرد،رو به آسمان کرد و گفت«خداوندا!به تو و پیامبران وکتابهایی که از سوی تو نازل شده اند به آیین جدم ابراهیم خلیل که خانه کعبه را بنا کرده است،ایمان دارم .خداوندا!به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت و به حق کودکی که در وجود من است،تولد این کودک را بر من آسان فرما.»

انگاه دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد در برابر چشمان حیرت زده عباس و یزید بن قعنب،وارد خانه شد و شکاف دیوار به هم آمد. بنی هاشم هر قدر تلاش کردند نتوانستند وارد خانهء کعبه    شوند .حتي ابوطالب که به سراغ همسرش آمد نتوانست در کعبه را بگشاید. پس از سه روز فاطمه از خانه کعبه بیرون آمد. او کودکی را که در آغوش داشت،به جمعیتی که در انتظار بودند، نشان داد و رو به ابوطالب گفت:«آنگاه که خواستم از کعبه بیرون  بیایم هاتفی ندا کرد! نام این مولود را علی بگذار که خداوند علی  اعلی می فرماید: من نام او را از نام خود بر گرفتم.»


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : پنج‌شنبه 25 مهر 1392
... غربت،چه واژه سردي؟!

یلی وقته که داریم کم کم این دعارو از یاد می بریم                               

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد

نه متنش رو

نه معنیش رو

بلکه اون دلیلی که واسه خوندنش داشتیم

هرچی بزرگتر میشیم انگار فاصلمون از عشق هم بزرگتر میشه

یاد اون روز هایی بخیر که وقتی بهمون می گفتند صلوات بفرستید

فکر میکردیم بلندی صدامون صلواتمون رو زودتر به فرشته ها می رسونه

اما حالا وقتی بهمون میگن صلوات

با کلی تامل

زیر لب طوری این ذکر الهی رو زمزمه می کنیم که انگار...

میدونیدانگار این روز هامتدین بودن،نماز خوندن،قرآن خوندن،ذکر گفتن و صلوات فرستادن

شده عار

شده بی کلاسی

هرکی بی حجاب باشه با کلاس نره ،امروزی تره

هرکی لباس های عجیب غریب تر بپوشه خیلی رو مده

مد....

کجایید؟؟؟؟

 چی شده ؟؟  چرا.....

چرا ما این جور شدیم؟

چرا زیبایی و سادگی قلب هامون،

حالا پر از رنگ و لعاب تازه است؟

چرا همه پشت سره ولی فقیه حرف میزنن؟

چرا همه فتوا میدن؟

 چرا همه یادشون رفت؟

روز عاشورا رو

منتظران مهدی آگاه باشید...

حسین را منتظرانش کشتند...                                     

آه خدا

آه..

قلبم پر از آه های نکشیده ایست...

که چون خنجر تیز نشده ی بر حنجره ی جانم کشیده می شوند

خدایا میلیارد ها میلیارد انسان بر روی این کره ی خاکی زندگی می کنند.

یعنی ما هنوز 313نفر مرد نداریم،

آه که مرد شدن چقدر زمان می خواهد....

بیاید به قلبمون نگاه کنیم

حالا  تو آینه خودمون رو نگاه کنیم

فاصله ظاهر تا باطنمون چقدره                                           

خدایا کمکون کن تا

یکی بشیم

به تو نزدیک شیم

خدایا کمک کن

مرد شیم...........

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
حکايت امروزمان...

بسم الله...

 

حکایت امروزمان.

نمی خواهم از سامرا تا امروز

 حکایت ظلم هایی را که بر ما رفته برایت بازگو کنم،                                            

ولی بگذار همین اندازه بگویم که 

از سرزمین مادری مان رانده شدیم، 

وقتی که نرفنیم، خانه مان را بر سرمان آوار کردند، 

نیامدی. 

ای مظهر غیرت الهی! 

سخن در لفافه بپیچم و بگویم 

در مقابل دیدگانمان

تیغ نامردی بر چادر ناموس مان کشیدند،                                                                                             

نیامدی.

فرزندانمان را در مقابل دیدگانمان سر بریدند

نیامدی.

بر سر دختر یا پسر بودن جنینی که در دل مادر خانه

کرده بود شرط بستند،

زنده زنده شکم های مادران را دریدند و خندیدند،

نیامدی.

جوانانمان را در آتش سوزاندند

و به تماشا نشستند،

نیامدی.

اهل خانه ای را در مقابل نگاه غیور پدر تیرباران کردند،

نیامدی.

بر دارمان کشیدند و آتشمان زدند

و خاکسترمان را بر باد دادند،

نیامدی.کدامین ظلم را روایت کنم؟                                                                    

از کشتار«صبرا» و «شتیلا» بگویم که

صبر را بی تاب و به جزع انداخته بود؟

میخواهی از«دیر یاسین» برایت بگویم؟

روستایی که همه اهالی اش را کشتند

تا کسی نباشد بر سر مزار عزیزش یاسین بخواند.

کاش میشد قصه «سربرنیتسا»را برایت زمزمه کنم                                                

که کشتن مسلمان در آن جا برای جلادان،

میدان رقابت بود،

نسلی را کشتند و کسی نفسی نکشید

وفریادی برنیاورد.

از کجا بگویم؟

«حلبچه» را روایت کنم

که نفس کشیدن در آنجا مساوی با مرگ بود؟

از بچه هایی که با دیدن جان دادن مادر، جان دادند؟                                           

از پدرانی که ذره ذره جان کندن نوزادشان را دیدند؟

آقا!

عاشقان تو در «بحرین» دل به حسین حسین

 گفتنشان بسته اند

وچشم به انتظار تو نشسته اند،

چرا نمی آیی؟

برایت گفته اند که در «میانمار»

کودکان دوساله را سر میبرند،

در مقابل دیدگان مادر؟

شنیده ای که در«شام»پسرکی سه ساله را دار زده اند

به جرم شیعه بودن؟

از «غزه» که خبر داری؟

می دانی که در «عربستان»چه میگذرد؟

«کشمیر» را هم که میشناسی؟                                                         

داستان «عراق» و «افغانستان» « پاکستان»

و نام همه مظلومان عالم که به گوشت آشناست.

شیعه بودن و تورا دوست داشتن

امروز بزرگترین جرم است آقا!

می شود خواهش کنم بیایی؟

از ایران دیگر نمی گویم؛                                         

نه از«خرمشهر»،نه از« آبادان».

نه از«سوسنگرد»،نه« دهلران».

نه از«جزیره ی مجنون»، نه «دهلاویه».

«پاوه»و«شلمچه»هم بماند.

ما که مصیبت ندیدیم.

همه عشق بازی بود.

و هنوز هم قصه عشق بازیمان ورد زبان هاست.

اما حکایتی را میخواهم برایت واگویه کنم

که شرم قفل زبانم میشود؛

ولی بگذار اندکی از بسیارش را

این گونه برایت بگویم:

کاری کرده اند که آن چه در صبرا و شتیلا و

 غزه و حلبچه و دیریاسین و...

بر سرمان آمد آرزویمان شود.

میدانی چه کردند؟                                                

گیسوان دخترانمان را چنگ نزدند،                                                   

رنگ زدند،

سر مردانمان را نبریدند،

رگ غیرتشان را قطع کردند.

به ناموس مان تجاوز نکردند،

کاری کردند که به ناموس مان ... .

بماند.

زهر در آب و غذایمان نریختند،

حرام خورمان کردند.

خانه هارا بر سرمان خراب نکردند،

خوراکمان را آواز کردند؛ آواز شیطان

تا قفل عفافمان را باز کنند.                                 

مارا نکشتند،

ایمانمان را نشانه رفتند.                       

دنیایمان را خراب نکردند،

با دنیا انسانیت مان را آب کردند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
امام خوب من!

ديروز حسن(ع) را به جنــــــگ

و امروز حسيــــــــــن(ع) را

به صلــــــح دعوت مي کنند

آري آنان که براي رهبرشـــــان

تعــــــــيين تکليف مي کنند

از جنس کوفــــــــيان اند (!)

پيش مرگ ولـــــــــــــــــي

ولــــــــــــــــي ندارد!

چه علــــــــــــــي (ع)باشدچه سيدعلــــــــــــــي..  


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
مهدي جان بيا!

مهدی جان !! بیا !!

فکر اینکه تو بیای و من نباشم/خواب و از چشای عاشقم میگیره/تازه باورم شده تموم دنیا/پیش آرزوی من خیلی حقیره/یاد لحظه رسیدنت میوفتم/خنده تلخی روی لبام می شینه/حاضرم دار و ندارم رو ببخشم/تا که چشمام روی ماه تو ببینه/تو همون ستاره پوشی که هنوز/جمعه هامو گریه بارون میکنه/نگو شاید به نگاهت نرسم/حتی فکرش من و داغون میکنه....منتظرت هستیم یا مهدی(عج)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : baran134
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران